تبليغاتX
اریا دراگون اسپرت

اریا دراگون اسپرت

در میان امواج سهمگین سیمابگون همچون صخره ای باش مستحکم که دریا همیشه از استیلای بر ان در مانده

سلام

روی سخنم بااون دسته از اقایونی هست که با بی وجودی تمام

از گفتن رو در رو عاجزند وسعی میکنن زیر سایه دیگران به نقد دیگران وبه چالش کشیدنشون بر بیان.من اصلا"موافق این نوع گویبش ها نیستم و نیازی هم به کاراگاه بازی وبگردی روندارم شما اگه به نحوه اعزام  و انتخاب و گزینش نفرات اعتراض دارید لطفا" وجود نموده با ادرس مشخص به نفر پاسخگو مراجعه بفرمایید. وبلاگ بنده جای اینجور الفاظ نیست و دیگه به اون دسته از دوستان که بطور مکرتب هفته ای ۲ مرتبه  با لینک و بدون نام تشریف میاورند .تنها چیز یکه میتونم بگم اینه که من وقت برای این کارا روندارم

 

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


نام جاوید  ای وطن    صبح امید ای  وطن

پر تو مهرت جاودان    جلوه کن در اسمان

بشنو سوز سخنم     که هم آواز تو منم

وطن ای هستی من     شور سرمستی من

همه ی  یاد و تنم     وطنم  وطنم  وطنم

بشنو سوز سخنم     که هم آواز تو من

 همه ی جان و تنم    وطنم  وطنم  وطنم

 

یا علی گفتیم و عشق اغاز شد

 

یادمان باشد

سر سجاده عشق . جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

منتظر حضور سبز سبز همه ی عاشقان بهار سبز

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


برات لا لا یی میخونم

که امشب زود فردا شه

بخواب آروم گل نازم

تا چشمات غرق رویا شه

لا لا لالا گذشتم من

از اون چشمای پر خوابت

لالا لالا لالایی کن

سپردم دست مهتابت

کنار خواب معصومت

منم تا صبح بیدارم

اگه این خواب از چشات پر زد

لا لا میگم ، نمیذارم

تا این لا لایی آخر شه

گل نازم تو هم خوابی

منم سر میکنم تنها....

با لالایی و بی خوابی

لالا لالا شکستم من

میون خواب و بیداری

دلم طاقت بیار امشب

که ساعت هارو نشماری

تموم شد غصمون اینجا

بخواب آروم لالا لالا

بزار چشماتو روی هم

که وقت گریه نیستحالا ...

.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


حواست پیش من باشه...

که من از عشق  محرومم

با دلشوره عسل خوردم

من از طعم تو مسمومم...!

حواست پیش من باشه

من از دستای تو دورم

تورو میفهمم و لالم

تورو میبینم و کورم

 

اگه دست خودم باشه

از آغوش تو کم میشم

کنار تو نمیمونم ... میرم مال خودم میشم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


یادمان باشد

از این پس خطا یی نکنیم . گرچه در خویش شکستیم . صدایی نکنیم

یادمان باشد

اگر شاخه گلی را چیدیم.وقت پرپر شدنش. سوز و نوایی نکنیم

یادمان باشد

پر پروانه شکستن .هنر انسان نیست. گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد

سر سجاده عشق . جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد

 اگر خاطرمان تنها ماند. طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

مهربانی. صفت بارز مردان خداست .

        یادمان باشد

                                ازین کار ابایی نکنیم

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 9:18 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


همه ما دوست داریم شکمی صاف و کوچک داشته باشیم، شاید به همین دلیل هر سال هزینه های هنگفتی صرف تحقیقات در زمینه یافتن روش های جدید برای از بین بردن چربی های اطراف شکم می شود.

در حال حاضر بیش از 200 مدل دستگاه مختلف برای کوچک کردن شکم وجود دارد، دستگاههای غلطکی، ضربه زننده، لرزاننده و … . شعارهای تبلیغاتی تمام این دستگاهها ادعا می کنند که با استفاده از آنها می توانید شکم خود را کوچک کرده و به سایز مطلوب برسانید.

اگر فکر می کنید استفاده از این دستگاه ها به تنهایی برای کوچک کردن سایز اندام های مختلف بدن کافی است، سخت در اشتباهید. این قبیل وسایل تنها کمک ناچیزی برای رسیدن به هدف مورد نظر شما هستند. به منظور کوچک شدن شکم، لایه های چربی موجود در اطراف شکم باید از بین برود و از آنجا که این دستگا ههای ابتکاری قادر به انجام این کار نیستند، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.

داشتن اطلاعات اولیه در مورد طرز کار عضلات اطراف شکم و این که چگونه بدن شما چربی را می سوزاند، قدم اول برای موفقیت در صاف کردن شکم و باریک کردن سایز دور کمرتان است.

به طور کلی عضله یا ماهیچه را می توان بافتی دانست که در هنگام حرکت منقبض می شود.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


بسم الله
         (باز هم هدیه ایی ازدوست خوبم احسان عابدین نسب)
...مسیح سخت‌گیر من، این سو ایستاده بود، مسیح سهل‌گیر تو، آن سو! و من لابه‌لای تصویر دو مرد می‌گریستم: حواریین نشسته بودند. مسیحت آب آورد. پای همه را شست. با مهربانی و لطفی كه تنها از پسر مریم برمی آمد. چه دوست‌داشتنی است لیلت این مرد! آدم دلش می‌خواهد بپرد دستش را ببوسد. كاش من پطرس او بودم! لوقای او! شمعون او! حواری او! ولی نیستم. من یوحنای مسیحی هستم كه پای حواری نمی‌شوید، كه دست حواری می‌برد!... مسیح من، سخت‌گیرتر از آن بود كه تو حتی باورش كنی. گیرم كه تو از لرزش صادقانه‌ی صدای من او را باور می‌كردی؛ بعد می‌شد آیا هیچ جور جوابت را داد؟ تو اگر نه با لب، با چشم حتما می‌پرسیدی چه‌طور می‌شود عاشق تیغی بود كه برای بریدن دستت بالا رفته است؟ و من چه بی‌جواب بودم آن شب و چه عاشق! و امشب بین تصویر دو مرد چه سرگردانم...

سلام
آن چه در ادامه می آید، بخش
ی از کتاب "خدا خانه دارد" نوشته ی خانم فاطمه شهیدی است. 4 دی ماه (24 دسامبر)، سالروز میلاد حضرت مسیح -علی نبینا و آله و علیه السلام- بهانه ی فرستادن این متن است که به ترسیم بخشی از یک زیبایی پیچیده پرداخته. زیبایی ای که بعضی چون نمی فهمندش، سعی در کم رنگ کردن، یا حذف آن از دین دارند!
نسخه ی زیبا و صفحه بندی شده ی متن زیر، ضمیمه شده است.
از دوست عزیزم، آقای صاحب فصول برای معرفی و آماده سازی آن تشکر می کنم.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 3:11 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


بهت دادم تموم آسمونو

                        خودم ماهت شدم اروم بگیری

                                             ستاره ها حالا دورت نشستن

                                                                منو ابری گذاشتی داری میری

          

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |



 

يك روز زندگي

 


دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.


پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.


به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."


لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..."


خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن."


او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.."


آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند ....


او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...


اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.


او در همان يك روز زندگي كرد.


فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"

 


زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.


امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


فقس بانان سکوتم را شکستند   دل دایم صبورم را شکستند

بجرم پا به پای عشق رفتن           پرو بال عبورم  را شکستند

دلم کنج فقس تنها فتاده              خداوندا خداوندا غرورم را شکستند

چندی پیش یکی از بچه های خوب و مودب تیم که اتش نشان بود در حین ما موریت

و نجات جان یک راننده ماشین سنگین دچار ثانحه شد و خودش جان به جانان تسلیم

کرد عکسش تو گروه بچه های اموزشی هست ازطرف تمام بچه ها به خانواده

 داغدارش و برادرش تسلیت میگم و انشا الله روحش شاد و یادش گرامی باشه

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


   سحر گاهان

       که عرش کبریایی

           می سراید نغمه توحید   

 و تو                           

 آهسته میخوانی

                   قنوت گریه هایت را

                                 میان ربنای سبز

                                        دستانت دعایم کن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


 

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


اقا جون مادراتون

جون دوست ...........  جون هر کی  که براتون عزیزه با زبون خوش  محترمانه برید  اون پاروها رو که  اشتباهی  چسبیده به  دیوار اطا قتون یا افتاده گوشه صندوق عقب ماشیناتون

تحویل هیت بدید باور کنید اگه  اون پارو ها گم بشه یا تو اب نمیزارن بریم  یا جای پارو  خاک انداز دستمون میدنحالا بیا و درستش کن اون وقت قهرمانی بی قهرمانیا

خلاصه من گفتم یه وقت بعدا" کسی پیدا نشه بگه نگفتی ها البته  این اتفاق در مورد تیم بانوان هم صدق میکنه

حالا  یکی نیست بیاد با این فرهنگ پارو دزدی مقابله کنه همش  تقصیر اون اولین تیمه که برای بار اول  تو تاریخ مسابقات  وقتی چپ کرد  ییهو دست بعضی ها (روم به دیوار ) کج شد ایشالله  هر کی پارو میبره دهنش کج شه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


چون عزیزانم با این بیماری  در گیر هستند بهتر دیدیم که جهت اطلاع دیگر بازدید کنندگان این مطلب رو پست کنم


بیماری ام اس

تصلب متعدد (تصلب منتشر) بیماری مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که طی آن نواحی کوچک و پراکنده ای از بافت مغز و مغز تیره دچار استحاله می شوند. غلاف این تارها از بین می رود و توانایی انتقال تحریکات عصبی را از دست می دهد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


سه شنبه و چهار شنبه۲۱و ۲۲ خرداد روز تست گیری از تمام کسانی بود که تو مسابقات دراگون قهرمانی کشور حضور داشتند حالا فقط مونده جواب کمیته دراگون بوت  فقط باید نشست و منتظر موند

و دید که چه کسانی  انتخاب میشن از همین حالا  برا اون کسانی  که انتخاب میشن(شاید خودم هم بودم هیچی معلوم نیست) و مربی با دانش ومحبوب تیم اقای عباس محمد علی ارزوی موفقیت میکنم و یه بار دیگه از اقای جهانگیری به خاطر همه زحمتهاش تشکر وقدر دانی میکنم اقا دست مریزاد  و حق نگهدار

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:19 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


سخنی بادوستان با سلام و احترام به همگی خوانندگان عزیز چند تا خواهش ازتون دارم اولا : اینکه منو از نظرات خوب و سازنده ی خود محروم نکنید . دوما : سوال های که در این زمینه به نظرتون می رسه مطرح کنید در حد توان به اونا پاسخ خواهم داد . سوما : اینکه اگه مطالب وبلاگ رو خوب دیدن اونو به دوستان معرفی کنید تا اونا هم استفاده کنند . بازم از همگی شما ممنونم که منو در راستای هدفم یاری می کنید . یا حق آهن چند نقش مهم در بدن شما ایفا میکند.سلولهای قرمز خون را میسازد،که حمل اکسیژن در تمام بدن را به عهده دارد،در تبدیل غذا به انرژی کمک میکند و به مبارزه با عفونتها کمک مینماید.نقش آهن در حمل اکسیژن بویژه در طی ورزش حائز اهمیت است.بدون آهن،بدن شما قادر به ساخت گلبولهای قرمز سالم و رساندن اکسیژن کافی به عضلات،مغز و سایر احشاء نمی باشد.افت محسوس در ذخایر آهن،آنمی کمبود آهن نامیده میشود. در کل زنان نسبت به مردان نیاز به آهن بیشتری دارند تا آهن از دست رفته در طی قاعدگی را جبران نمایند ولی ورزشکاران احتمالاً نیاز به آهن خیلی بیشتری نسبت به غیرورزشکاران ندارند.هرچند ابهاماتی در این مورد در تحقیقات پزشکی وجود دارد.آهن کافی را میتوان از رژیم غذایی بدست آورد. البته این امر مستلزم عادات خوب تغذیه ای است. بزرگترین مشکل در رابطه با آهن آن است که خیلی فراوان نیست.هر 1000 کالری بطور متوسط حاوی 6 میلی گرم آهن است و زنان نیاز به 15 میلی گرم در روز دارند(مردان به 10 میلی گرم در روز نیاز دارند).در زنانی که رژیم کم کالری دارند در اغلب موارد نیاز به آهن تأمین نمیشود(از آنجا که مردان دریافت کالری بیشتر و نیاز کمتری دارند،برای آنها کمبود آهن کمتر اتفاق می افتد) تأکید بر مصرف رژیم پرکربوهیدرات و کم چربی توسط ورزشکاران در دریافت آهن پایین نقش دارد.گوشت قرمز که معمولاً در ورزشکاران از مصرف آن اجتناب میشود،یکی از غنی ترین منابع آهن است.غذاهای غیرگوشتی پر کربوهیدرات محتوی آهن کمتری هستند بسیاری از ورزشکاران دانش آموز و دانشجو درصد بالایی از کالری خود را از غذاهای کم محتوا تأمین میکنند که خود بر شدت مشکل می افزاید. علاوه بر دسترسی محدود به آهن جذب آن نیز کم است و بسته به منبع غذایی از 2 تا40درصد متغیر است.حول و حوش 35- 25 درصد آهن موجود در گوشت جذب می شود،حال آنکه تنها 20-2 درصد آهن موجود در منابع گیاهی جذب میگردد. همانگونه که ملاحظه می کنید پاسخ به این سوال که آیا ورزشکاران زن نیاز به آهن بیشتری دارند واضح و قطعی نیست.با این وجود از آنجا که آهن یک ماده مغذی مهم برای کارآیی بدن است،در یک ورزشکار زن در صورتی که از رژیم گیاهی استفاده میکند یا سعی در کاهش وزن دارد،احتمالاً عاقلانه این است که از یک مکمل آهن برای رفع نقص رژیم غذایی خود بهره مند شوند
ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |



می توانيد شکم خود را به راحتی آب کنيد: راهنمای ٤ قسمتی برای را در هر زمان آماده پوشيدن لباس دلخواهتان می کند.خوردن، آشاميدن، و ورزش کردن شما

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |


    از آنجا كه بر روي ورزشكاران زن تحقيقات دقيق و گسترده اي صورت نگرفته است ، يك اتفاق نظر كلي در مورد سطح عملكرد آنها وجود ندارد ، وجود اختلافات فيزيولوژيك و نيز ساختاري بين جنس زن و مرد هم مزيد بر علت شده است. اما با توجه به آنچه كه تا به امروز مي دانيم، به تعدادي از خصوصيات و ويژگي هاي جنس مونث در ارتباط با ورزش و فعاليت بدني اشاره مي كنيم. اگر چه بر اساس نظر سنجي ها اكثر ورزشكاران زن معتقد به افت عملكرد بدني در جريان دوران قاعدگي هستند، اما از لحاظ فيزيكي زناني بوده اند كه در طي زمان قاعدگي قادر به شكستن ركوردهاي جهاني شده اند.فعاليت ورزشي شديد باعث كاستن سطح استروژن خون مي شود، اما لزوماً روي سطح عملكرد بدني اثري نمي گذارد.در تمرينات با شدت برابر، اختلافي در ميزان بروز آسيب هاي ناشي از ورزش در زن و مرد ديده نمي شود.قرص هاي ضد بارداري احتمالاً سبب تغييرات چشمگير فيزيولوژيك در بدن زن مي شوند، اما تاثير عمده اي روي عملكرد فرد نخواهند گذاشت.حاملگي در 2 تا 3 ماه اول، اثر منفي روي عملكرد نمي گذارد، لابد مي دانيد در المپيك سال 1956 ملبورن، 3 تن از برندگان مدال طلا حامله بودند. ورزش سبب بهبود دانسيته (تراكم) استخواني زنان نمي شود بلكه فقط سبب حفظ آن مي گردد. در صورت مصرف مقادير كافي كلسيم، ورزش احتمالاً در شكل گيري استخوان هاي قويتر كمك خواهد كرد. هيچ محدوديت سني براي شركت در ورزش هاي استقامتي وجود ندارد. حتي زنان 80 ساله هم توانايي شركت منظم در دوهاي ماراتن را دارند، گرچه مدت زمان طي شده بيشتر خواهد بود. دقيقاً معلوم نيست كه آيا زنان سريع تر مي دوند يا مردان، فقط مي دانيم كه در ازاي هر دهه عمر، زنان توانايي سرعت بخشي در دويدن به ميزان 14 متر در دقيقه دارند. در حالي كه اين رقم براي مردان 7 متر در دقيقه است، البته با توجه به اختلافات فيزيكي به نظر نمي رسد كه زنان توانايي غلبه بر مردان در مسافت هاي كوتاه را داشته باشند. اما عكس اين موضوع در دوهاي در مسافت طولاني صدق مي كند كه به نظر مي رسد به علت چربي بالاتر موجود در بدن زنان است كه به عنوان منبع انرژي عمل مي كند. به علاوه تعريق ران در دماهاي بالاتر، سبب حفظ و نگهداري بيشتر آب بدن خواهد شد.
    
    


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط آرین آریامنش |



شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني                                                                                                        ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم
                                   تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت        دعا كردم
                                           پس ازيك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس
                                   تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد                      با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
                   دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
                                 و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
                                        تو را در دشتي از تنهايي و حسرت               رها كردم 
                                                              همين بود آخرين حرفت
                                                                              و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد        وا كردم
نمي دانم  چرا  ؟ رفتي
                نمي دانم چرا   ؟      شايد خطا كردم
                           و      تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي 
                                  نمیدانم كجا                تا كي                 براي چه
                                       ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
            و         بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
                         و             بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
                                           و          گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر میداشت
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
       و     بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و      بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد                                                                               که من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
                                           كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
                                                                                   كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
                    و                    من با آنكه مي دانم تو هرگز ياد من را با عبور خود  نخواهي برد
هنوز آشفته ی  چشمان زيباي توام 
                                                  برگرد
                                   ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
                                    و      بعد از اين همه طوفان و    وهم و     پرسش و    ترديد
                                                                  كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت
                                تو هم       در پاسخ اين بي وفايي ها بگو .در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
                                           و                           من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد
                                                 كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست
                                         و         من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
                                                      ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
                   نمي دانم چرا ؟                  شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
                                                  براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط آرین آریامنش |


http://www.blogfa.com